عشق آرام
بازگشت به آرشیو
عشق

جوشن كبير

ترنم بهار۱۳۹۲/۰۵/۰۸
جوشن كبير

مگر تو اميد من هنگام مصيبت نيستى ،مگر تو مونس من هنگام ترس و وحشتم نيستى،مگر نگفتى رفيق من تو غربتى…

مگرنگفتى پناه و ياور و دادرس من هستى،مگربخشنده و ستارالعيوب جزوء خصايص تو نيست …

مگر انيس ،بي مونسان نيستى ،مگر امان بخش بى پناهان نيستى …

مگر تو قريب ،من غريب نيستى ،مگر تو شافى نيستى ،مگر تو وافى ،معافى نيستى.

مگر تو معين ،امين ،مبين ،متين،مكين ،متكين ،مقيت ،مغيث …نيستى

مگر تو بهترين رفيق نيستى ،مگر تو نمى گذري ،مگر تو …

مگر تو بينا ،شنوا نيستى ،چرا دردم را نمى بينى ،چرا آتش درونم را سرد نمى كنى ،چرا ……

مرا نجات بده، مرا ببخش و بيامرز ،من وفايى نديدم،من دوستى ندارم،من رفاقتى نچشيدم .

من خطا نكرده تاوان دادم ،گناه نكرده عقوبت كردند ،گفتند موقع درد ، مونس هستند ،نبودند.گفتند هميشه قريبند ،موقع غربت نبودند.

من به ،عدل و بخشش تو ،ايمان دارم ،مرا به عدلت ،نسنج ،مرا با به بخششت بسنج.

خدايا ،مرا از اين سرگردانى نجات بده ،مرا توفيق بندگى بده يا……

خدايا ،من درمانده ام ،من ترسيده ام ،من وحشت زده ام مرا پناه ده كه تو پناه منى .……

من نمى توانم بگذرم ،به من توانايى گذشتن بده ،قدرت دل كندن،دل بريدن ،خدايا ،ياورم باش،پناهم باش……

تو مى دانى ،همه كس من بى كسى،مرا بسوى خودت بخوان،مى دانى چقدر مشتاق آغوشت هستم مرا در آغوشت پناهم ده ، مرا از اين رنج و درد رها كن ،اى كه صاحب جلال و جبروتى ،تو كه صاحب ثروت و شوكتى.…

مرا نجات ده ،ببخش و بيامرز از اين دنيا ببر ،چرا كه به بخششت اميددارم .

مگر تو صاحب عهدو وفا نيستى،امشب شب عهد بستن وفا كردن است .

مگر تو صاحب عفو ،رضا و عطا نيستى ،پس مرا بحق امشبت ،عفو كن و رضا باش و ارامشى ابدى در كنارت عطا كن .

دل پر من از گوچكى ،ظرفم است ،گوش شنواى خوب ،پس بشنو دردم را دوايى باش واى مجيب اجابت كن .

آمين يا رب العالمين