عشق آرام
بازگشت به آرشیو
اندیشه

چرا من نمى فهمم؟

ترنم بهار۱۳۹۲/۰۵/۱۳
چرا من نمى فهمم؟

چرا من نمی فهم؟

چرا بعضى ها به خودشون اجازه مى دن ،اينقدر راحت دلها رو بشكونن ،چرا اين بعضى ها اعتقادات آدمهاى ديگه رو به تمسخر مى گيرن؟

چرا اين بعضيها ،كار خوب ديگران رو يه طورى تو نظرش خار و خفيف مى كنن،كه اون بعضيهاى ديگه ،سر خورده مى شن كه كار ى كه يه زمانى اعتقاد به درست بودنش داشتن ،اشتباه بوده ،بايد كار اشتباه رو انجام مى دادن.

چرا اين بعضيها ،اينقدر خودشون رو محق ،مى دونن كه براى خنك شدن ،دلشون ،هر كارى هر كارى مى تونن انجام بدن؟

چرا اين ،بعضيها بدترين كار دنيا،رو با اين عبارت تو جيه ،مى كنن ،اون هم آدم بود ديگه ،چون راضى نبود اينطورى زهرش رو ريخت.

چرا اين بعضيها كه جانماز آب مى كشن وقتى حرف مى زنن از قرآن تمثيل مى آرن ولى وقت عمل زبونشون مثل زهر حلائل مى مونه؟

چرا اين بعضيها تكه كلامشون ،مقايسه نكنه ،ولى سر عمل مى خوان از بقييه كم نيارن؟

چرا من اينقدر اشتباه مى كنم ،كه دنبال يه صفحه خالى باشم كه اونها رو ديف كنم ؟

چرا من آدم نمى شم ،چرا دلم اينقدر زود مى شكنه ،چرا نمى خوام قبول كنم كه فرو برم خفه شم ،چرا من اينقدر دارم دست پا الكى مى زنم؟

چرا من اينقدر به شعور ديگران مطمئنم ،وليخودم رو دست كم گرفتم؟چرا من نمى خوام قبول كنم كسى كه پشت ادم رو خالى مى كنه، نمى تونى بهش تكيه كنى ،حتى اگه خودش بگه ؟

چرا من نمى تونم دليل خيلى از كارها،رو بفهمم،چرا من نمى فهمم،كه اهميت ندادن چه مدليه؟چرا من نمى فهمم اعتماد،روچطوري بايد به دست بيارى،كارى كنى مثل بقييه باهات رفتار كنه؟

چرا من خيلى چيزهارو نمى فهمم مثلاً نمى فهمم جه مدلى محبت ،كنى كه نگن از سر ناچاريه،يا مهربونى چه مدلى نفهمى نمياره،شعور مياره ،چون هر جور مهربونى كردم به.حساب ،حماقتم گذاشتن ؟

هر كى اين مطلب رو خوند فهمىد كه چرا من نمى فهمم ،برام بگه باشه ،باشه.