دلتنگی
آشناى روزهاى درد
ترنم بهار۱۳۹۲/۰۵/۲۱

صداي چک چک اشکهايم را از پشت ديوار زمان مي شنوى ،
مي شنوى که چه معصومانه در کنج سکوت شب ، براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زنم
و مي شنوى ،مي شنوى كه هياهوي زمانه چگونه مرا از پريدن و پرکشيدن باز مي دارد
آه ، اي شکوه بي پايان اي طنين شور انگير اى مرگ ،
اى آشناى روزهاى درد ،مى شنوى
اگر مى شنوى به آسمان بگو که شكسته ام !
تو شنيدى هر آنچه در سکوت من نهفته !
تو شنيدى از سكوت دردى كه مرا تكه تكه كرد،
اگر شنيدى به دريا هم بگو شكست و تكه تكه شد ،
شاد شو ،شاد باش .