عشق آرام
بازگشت به آرشیو
عشق

هوس آغوش

ترنم بهار۱۳۹۲/۰۵/۲۵
هوس آغوش

باردارِ خاطرات که میشی‌

هوس آغوش هم می‌زنه به سرت

همه چیز بو میده

آدم‌ها بو میدن

اتاق ها ... عکس ها ... کافه ها

کوچه‌های بن بست پشتِ درخت ها

حتی نامه‌ها بو میدن

ولی‌ باز هم دلت می‌خواست هنوز کنارت بود

بغلت می‌‌کرد ... تو رو می‌‌بوسید

حرف‌های قشنگ بهت میزد

تو یک کوچه ی بن بست ، پشت درخت‌ها بهت نامه می‌‌داد

توی کافه ، بعد از دو تا فنجون قهوه

قرار دیدار فردا رو می‌‌گذاشت

دلت می‌خواست همین امروز بر می‌گشت

تو می‌‌بخشیدیش

میگفت دوستت دارم

می‌‌گفتی‌ دوستت دارم

بعد

دستش رو برای همیشه توی دستت می‌گذاشت ...

ما آدم‌ها موجودات عجیبی‌ هستیم

نه درس میگیریم

نه فراموش می‌‌کنیم

هر اتفاقی‌ که می‌خواد بیفته

بیفته

ما تا آخر عمر عاشق می‌‌مونیم