عشق
❤❤گردو ،شكستم❤❤
ترنم بهار۱۳۹۲/۰۸/۰۶

قصه اى آشتى من و تو
قصه اى بازى گردو ،شكستم كودكانه مان بود
تو گردو را مى آوردى، من مى شكستم .......
چه بازى شيرين مى شد
و بعد آشتى
ولى صد افسوس از كودكان سالهاى دور
منتظرمانديم تا ديگرى گردو بياورد
بعد ........
آشتى ،بى آشتى
و هنوز گردوى قهر را نشكستيم