❤❤گردو ،شكستم❤❤

قصه اى آشتى من و تو
قصه اى بازى گردو ،شكستم كودكانه مان بود
تو گردو را مى آوردى، من مى شكستم .......
چه بازى شيرين مى شد
و بعد آشتى
ولى صد افسوس از كودكان سالهاى دور
منتظرمانديم تا ديگرى گردو بياورد
بعد ........
آشتى ،بى آشتى
و هنوز گردوى قهر را نشكستيم
نوشتههای نزدیک

عشق۱ دقیقه
عاشوراى ١٤٣٤
اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست ؟؟؟؟ بگويم كه حسين نواده پيمبر ، است ! بگويم حسين پسر فاطمه ،است ! بگويم كه حسين پ…

عشق۱ دقیقه
مرد است دیگر...
مرد است دیگر... گاهی غیرتی میشود گاهی تند میشود گاهی عاشقانه میگوید.. مرد است دیگر.. غرورش آسمان و دلش دریاست... تو چه م…

عشق۱ دقیقه
دیوووووونه لعنتی.......
وقتی عاشقت شدم، که دیدم هیچوقت دلمو، نشکستی......... هیچوقت بهم ،نه نگفتی ......... همیشه در جواب بچه بازیهام ،خندیدی گف…