❤❤❤بفهم ،نگرانت هستم ..........

نگرانت هستم
نگرانت هستم
لحظه هايم ،كه همه پر شد از انديشه ى تو
شاد خوشحالم من ، كه تو اكنون شادى نه فرو رفته به خود
ولى باز ،نگرانت هستم
پرسيدى ،چرا ؟؟؟؟؟؟
مهربانى به اندازه كودكى شش ماهه به آغوش خدا
و نگرانم نكند كودك شش ماهه مهر ببندى و كسى مهر تو را نشناسد
خوش قلب به اندازه نيلوفر ازاد به روى مرداب
،نگرانم نكند صبا ،بازبيايد بشكند ظرف خوش قلبى تو را
زبانت تند است ، گرچه قلبى دارى بى نهايت ،آبى
نگرانت هستم ،كه قلب بى طاقتت را هرگز نخراشند ،با نام آنچه تو كم دارى
مى دانم تنهايي دارى با وسعت مرگ
مى ترسم ،نكند با دودو دمى پر كنى اين تنهايي خويش
كاش عشقى بود ،قد علم مى كرد ، در دل تنهايت و مى شكست اين ترسم را
چه كنم دست خودم نيست ،صبا نگرانم كرده
باز مى گويم من نگرانت هستم ،
نگرانت هستم گرچه رنجیده دلم ، طاقتم بغض مرا ترکانده و دلم غمگین است
با همه غمگینم ،اما بازهم خوشحالم تو شادباشى و و دلت خشنود
از خدا می خواهم لحظه هایت همه بر وفق مرادت باشد ...
به خودم می گویم ، که خدا پیشت و پناهت باشد ، گرچه رنجید ز کم حوصلگیم و مرا تاب نذاشت!!!
و زمزمه كنان ، مى گويم ،من نگرانت هستم !!!!!!!!!!!!!!!!