ارمغان شب يلدا

چه ارمغانى در ،واپسين يلداى زندگيم
دردى و غمى .....
بگويم ،از پريشانيم ، بگويم ؟؟؟؟؟؟؟؟
از ،آن لحظه كه مرا سخت به آغوش كشيدى و
دزدانه زمزمه كردى : تو آزادى
تو آزادى ،از لحظه اى كه از آغوشم جدا شدى ،آزادى
و نديدى در پس اين كلامت چه شكاندى مرا ،براى چندمين بار
آزاد ،آزاد از چه ؟؟؟؟
حيف كه نديدى زنجيرها را و نمى توانى آنها را بگيري
و اين هندوانه اخرين يلداي زندگي
و چه درد اور
و چه دل پر خونى داشت ،اين واپسين ارمغان يلداي من
زير كرسى گرم زندگى كه زغالش من بودم
حيف نديدى ،
و من يلدا را تا صبح اشك ديدم ، تا تو را ديگر نبينم
و يلدا را تا صبح از تو شنيدم تا ديگر نگويمت
حال منم تنها
و همه تنم پر از درد شده
و تنها يادگار بجا مانده از تو چشمهاى تر و سرد م است
گفتى آزادى ،تا نگويي برو ........
نفهميدم ،شرمنده نشو
نوشتههای نزدیک

عاشوراى ١٤٣٤
اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست ؟؟؟؟ بگويم كه حسين نواده پيمبر ، است ! بگويم حسين پسر فاطمه ،است ! بگويم كه حسين پ…

مرد است دیگر...
مرد است دیگر... گاهی غیرتی میشود گاهی تند میشود گاهی عاشقانه میگوید.. مرد است دیگر.. غرورش آسمان و دلش دریاست... تو چه م…

دیوووووونه لعنتی.......
وقتی عاشقت شدم، که دیدم هیچوقت دلمو، نشکستی......... هیچوقت بهم ،نه نگفتی ......... همیشه در جواب بچه بازیهام ،خندیدی گف…