زير سپيدار❤❤❤❤

سلام غريبه، خوبى صداى نفسهات كه گرمه الحمد ا......
امشب مى خوام اتمام حجت كنم ،مى خوام حرفهامو بزنم ،نمى دونم در چه حالى ،موقع خوشته يا ناخوش ،موقع دلتنگيته ،يا اينكه پادشاه سرزمين روياهات هستى ،بهر حال
مى دونى كه كوچيک و بزرگ رنجونديم، مى دونى كم و زياد شكستيم ،مىدونى كه دونسته و نادونسته گفته هات زخمى شد به روحم ،مى دونى كرده ها،نكرده هات داغونم كرد همه رو مى دونى .....
و نمى دونى كه كوچيک و بزرگ بخشيدم ،كم و زياد گذشتم و نمى دونى و نديدى كه رو زخمهام نمك شدم و باريدم، نمى دونى چه ساعتها براى كرده ها و نكرده هات خيره شدم ،بهت شدم، صبر شدم تا راه رفته رو بر گردى ......
تو دروغهايی گفتى،كه تن دنيا رو لرزوندى ،ولى دريغ از اينكه من خوندن خوب بلدم ،ندونستى من قصه ى چشمها رو خوب بلدم بخونم
چرا ،مى گى چرا ؟؟؟؟؟؟
چون من ِ، بقول خودت بيشعور ،خاطرخواهت شدم ،چون نمى دونم چرا ولى دوستت داشتم.....
تو غريبه ،بله تو ،توى خلوت دلم تنها كسم بودى ،نمى فهميديم ،نمى شنيديم ،نمى ديديم ،ولى بلد بودى ادعا كنى ،بلد بودى نشون بدى ،مى فهمى ،مى شنوى ،ميبينى ......
منم استاد گول زدن خودم بودم ،مى فهميدم ، به وا.....مى فهميدم ........
غريبه با توأم ،تو مى دونستى كه با بودنت همه دنيا سهم من مى شه ،تو لعنتى ،مى دونستى فقط بودنت ،فقط حضور ساده ات ،باعث مى شد كه آسمون آفتابى من هيچ وقت ،هـيچ وقت ،هيچ وقت ابری نباشه ........
و اين به تو جرأت مى داد ،كه هر چى بلدى ،هرچى دوست دارى انجام بدى ....
هى غريبه ،با توأم ، بی خیال گذاشتى و از اینجا رفتی، پشت سرت يه نگاه هم نکردی ،تو دلت نگفتی پس اون همه خاطره چی مى شن ها......
هى ،با خودت نگفتى اگه مهربون مى موندى ،منم ديگه تنها نمى موندم ،خودمو پيدا مى كردم ،برات مى ساختمت ،توى شب جا نمى موندم ......
رفتى ،برو ،ولى لااقل يه بار بى انصاف ،يه سلامى ،يه كلامى اصلاً تقصير من بود، بايد از همون اول نامه هات رو نخونده مى سوزوندم ...ك
به حرفهام امشب گوش بده ،اگه خوابى يا كه بيدار ، مى دونم يه روز بالاخره دلت حتى براى گريه هام هم تنگ مى شه ،مى دونم حسرت التماس يه بوسه من رو مى كشى ،مى دونم دلت مى خواد با هم بى چتر زير بارون قدم بزنيم بدون حرف ،تو سكوت ،مى دونم.......
اون روز ،من زير سپيدار تو كنج حسرت منتظرت هستم
فقط وقتى نيايی كه دير باشه ،تمام حسرتها و نگفته هات تو دلت بمونه
باشه مرسى ...