شفای زندگی

من هستم... زنده ام. نفس می کشم...
هنوز گاهی اوقات دیوانه می شوم و بی هوا به سرم می زند تمام مسیر محل کارم را تا خانه پیاده بیایم..
هوس می کنم تنها قدم بزنم... تنها گریه کنم...
تنها گوشه ای ساعت ها بنشینم و زندگی ام را مرور کنم.
اما هنوز هستم..
هنوز عاشق بارانم...
هنوز بوی اقاقیا... بوی نعنا..
بوی چای تازه دم مادرم را دوست دارم
نوشتههای نزدیک

منو صدا كن
منو دريا منو بارون منو آسمون صدا كن اسممو واژه به واژه تو دل ترانه جا كن منو تنها منو عاشق منو خوب من صدا كن. منو از همي…

ناز گل
یادمان باشد فردا حتما ناز گل را بکشیم... حق به شب بو بدهیم.. و نخندیم دیگر به ترکهای دل هر گلدان...!! و به انگشت نخی خوا…

قشنگترين غربت🚣
كي ميگه غربت بده ها، خيلى هم خوبه موقعي كه اون ارامشى رو كه مدتها دنبالش بودى رو بهت ميده ،مخصوصاً براى ادمايي مثل من كه…