تو اينجايي.........

ناگهان تو اينجايي،
براى قلب دلواپس و بيمار من ،
تو اينجايي
منى كه تا ديروز تنها بودم ،ولي حالا
قدمهايت را كنارقدمهايم دارم
براى فردايي،زيبا و روشن
چقدر دير فهميدم
كه همه جا تاريكى و ترس هست
روشنی و جرات هم هست
همه جا خیانت هست عهد هم هست وفا هم هست
همه جا نفرت هست عشق هم هست
اگر تو باشى ،خوشبختى از پس ديوار
ترس و دلتنگى هم مى ايد
از روی شمشادهای تیز شک می پرد
و تو هستى ،بودى از سالهاى دور
ومن بودنت را چه آسان از ياد برده بودم
وتو
خداي منى عشق منی یار منی
جرات من برای لبخند به عشقی
نوشتههای نزدیک

❤❤❤بفهم ،نگرانت هستم ..........
نگرانت هستم نگرانت هستم لحظه هايم ،كه همه پر شد از انديشه ى تو شاد خوشحالم من ، كه تو اكنون شادى نه فرو رفته به خود ولى…

دلتنگی.............
امروز وقتی دلتنگ لحظه های نبودنت ، بودم وقتی لبریز شده بودیم از نبودنهای بی دلیل این روزها تمام هستیت را درون سه نقطه ها…

آشناى روزهاى درد
صداي چک چک اشکهايم را از پشت ديوار زمان مي شنوى ، مي شنوى که چه معصومانه در کنج سکوت شب ، براي ستاره ها ساز دلتنگي مي ز…